ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
342
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
خود بازيگر نيز اشك مىريخت . كسى كه بغل دست من نشسته بود با آنكه استاد ديرباور و شكاكى است ، اما صادقانه و به طرز دلسوزانهيى زارزار گريه مىكرد . اندوه و ماتمى كه سرتاسر تكيه را فراگرفته بود با اجراى قسمتهاى بعدى تعزيه به نقطهى اوج رسيد . علويان تصميم گرفتند انتقام خانواده خود را از دشمن بگيرند ولى آنان از پيش مىدانستند قدم در راهى گذاشتهاند كه بازگشتى ندارد و مرگ همهى آنان در اين راه حتمى خواهد بود . كفنپوشان به همراهى زن و فرزند راهى قتلگاه مىشدند : تعدادى سياهى لشكر نظير پردهى اول ، دور و بر آنان در روى صحنه راه مىرفتند و موزيك به جاى نواختن آهنگهاى جنگى و هيجانانگيز اين بار آهنگ غمانگيز استابات ماتر روسينى را نواخت . به گمان من هيچكس در دنيا قادر نيست ميزان نااميدى و خشم و ترحمى كه قلب اين جمعيت انبوه را مىلرزاند ، توصيف كند . لعن و نفرين خشمآلود عليه يزيد و شمر و استمداد پرشور از امامان و صداى گريههاى بغضآلود در فضاى پهناور تكيه طنينانداز بود و از سينهى پر درد هزاران نفر آواى حسين ! حسين ! باصفا و صداقت بىشائبهيى بيرون مىجهيد . بدون شك چنين اندوهى ساختگى و ظاهرى نبود ، بلكه جوشش قلب و تأثر صادقانهى ملتى بود كه بر شهادت امامان خود از روى ايمان اشك مىريختند و نسبت به عاملان اين جنايات ابراز نفرت مىكردند . هيچ جا حتى در پلازادتوروس « 1 » شهر سويل ، من چنين نمايش عجيبى نديدهام كه انبوه جمعيت اينچنين از خود بىخود شوند و وضع روحى آنها لحظه به لحظه از خشمى بىرحمانه به نااميدى عميق و از اندوه بىپايان به غضبى وحشتناك تبديل شود . و اين تازه اولين روز [ و ] آغاز اين ماتم و عزاى ملى بود : مراسم سوگوارى ماه محرم ده روز ادامه دارد و در هر نمايش احساس ترحم نسبت به امامان و ابراز كينه نسبت به دشمنان آنان روز به روز زيادتر مىشود تا اينكه سرانجام در تعزيهيى كه نمايش شهادت امام حسين است ، به آخرين حد خود مىرسد . در آن روز غلامان سر و سينهء خود را با ضربهى « قمهها » مىدرند و دستههاى توبهكاران تا كمر لخت ، با زخمهاى خونآلود ، در كوچهها راه مىافتند . كسانى كه بيشتر به هيجان آمدهاند ، با قمه و شمشير گوشت برهنهى بدن خود را چنان لت و پار مىكنند كه از خونى كه از زخمهايشان روى زمين
--> ( 1 ) . Plaza de Toros : ميدان گاوبازى . م .